زهر منتشر در اقیانوس

کنار من مردی نشسته که مدام پای راستش را روی موزاییک‌ها می‌کشد؛ چنان‌که انگار می‌خواهد لکه‌های پخش‌وپلای سیاه این موزاییک‌های قدیمی را جدا کند. معروف بودند به موزاییک آجیلی. مرد پا را می‌کشد. بیمارانِ منتظر، از پیش‌از طلوع آفتاب، خاموش و کلافه در سالن نشسته‌اند و فقط صدای کشش پای…

ادامه

سروکارمان با خاک است

«با این‌ همه پریشانی معلوم نیست که جمعیت دل‌های رمیده چگونه حاصل تواند شد، مگر خدای خود طبیب حاذقی برساند.» این یکی از جملات پایانی کتاب سیاحت‌نامه‌ی ابراهیم‌بیگ نوشته‌ی حاجی زین‌العابدین مراغه‌ای است. حاجی زین‌العابدین متولد مراغه و تاجرزاده و ثروتمند است و سپس به قفقاز می‌رود و آنجا فارسی…

ادامه

بار بقا بر دوش زنانِ سوگوار

جنگ مردها را بیشتر می‌کشد، اما ترکش‌ها سهم زنان می‌شود. مثل همین جنگ چهل‌روزه که در آن به ازای هر هزار مرد، ۱۷۳ زن جان باختند. الهام ۷۶ روز پس از فرو ریختن خانه‌اش جان باخت. جنگْ رؤیا را در میانه‌ی کابوس از دست‌دادن حضانت فرزندان رها می‌کند. تأمین نان…

ادامه

شما مردم بدی هستید

باز هم برق قطع شد. در روزهای پیگیری و نوشتن این گزارش، چندمین بار است. جدول‌های اطلاع‌رسانی خاموشی به‌روز نیست، زمان دقیق یا احتمالی اعمال قطعی را همه نمی‌دانند و لزوماً همیشه برای دو یا چهار ساعت بی‌برقی آماده نیستند؛ و البته برای دو یا چهار ساعت قطعی همزمانِ آب…

ادامه
1 2 3 110