لاک، جنبندهی زمین تازهترین رمان پیمان اسماعیلی است؛ رمانی شاید در ادامهی منظومهی فکری رماننویسی که از خیلی وقت پیش معلوم بود فیلی هوا خواهد کرد، از همان نگهبان و از همان داستانهای کوتاه برف و سمفونی ابری بر خوانندهاش مسلم بود که این نویسنده میخ داستانهایش را یک جای…
ادامهدر چهار اثر داستانیاش همواره از تکرار گریخته است؛ عطیه عطارزاده در راهنمای مردن با گیاهان دارویی با روایت جهان ذهنی زنی نابینا، جهان صداها و بوها را به تصویر میکشد. در من، شمارهی سه، روانپریشی در دههی ۱۳۵۰ قهرمان قصهاش است و داستان را از منظر توهمات و کجفهمیهای…
ادامه«چرا اطلاع ما از آدمهای فرهنگی و بافرهنگ کشورمان –آنهم در این عصر عظیم تبادل اطلاعات- اینهمه کم و تقریبا ناچیز است؟ چرا آدم فرهنگی ما، و یا بهتر بگوییم، تولیدکنندهی فرهنگی ما، اینقدر کم معرفی شده، و یا طوری معرفی شده که انگار اصلا معرفی نشده است؟»* وقتی در…
ادامههمه میدانستند که آخرین روز حیات نجف دریابندری، با آن زبان یکهی فارسیاش، در راه است. از پس سکتههای پیاپی، زبانِ تکلم رفته بود، اما زبانِ فارسیاش همچنان با ما بود. میگفتند در سالهای آخر کسی را نمیشناخت، اما اگر توانی در عضلات صورتش باقی میماند، صرف قهقهههای معروفش میشد.…
ادامه