تازه‌ها

  • حامی امپرسیونیست‌ها

    ترجمه و تلخیص: آرزو دهقانی

    امپرسیون، طلوع خورشید، ۱۸۷۲، کلود مونه یکی از طنازی‌های روزگار است که جنبش امپرسیونیسم در پاریس متولد شد ولی در لندن به اتمام رسید و یکی از اصلی‌ترین چهره‌های این […]

  • به نام تصویرگری، به کام نقاشی

    سحر آزاد

    بنفشه احمدزاده روی پوستر آمده است نمایشگاه گروهی تصویرسازی اما غیر از چند اثر، بقیه‌ی تابلوها نقاشی‌هایی‌اند از تصویرگرانی که در اولین سالگرد درگذشت توران میرهادی خواسته‌اند سهمی در «یادگاری» […]

  • مهمانِ همسایه

    حسام گرشاسبی

    تا ۲۰۰۱ حدود ۵۴ درصد مردمش زیر خط فقر زندگی می‌کردند و اقتصادش تقریباً ورشکسته بود. اما کمتر از پانزده سال بعد کارش به‌جایی رسیده که در صدر فهرست اصلاحات […]



  • محبوبیت در شبکه‌های اجتماعی

    ترجمه‌ی علیرضا شهمیرزادیان

    نویسنده‌ها این روزها آستین بالا زده‌اند و درکنار کارزارهای تبلیغاتی ناشرانشان تلاش می‌کنند از شبکه‌های اجتماعی برای نزدیک شدن به مخاطبانشان و تبلیغ کتاب و ایده‌ها و بالا بردن محبوبیتشان […]

  • دو سطحِ رمان

    مانی پارسا

    درباره‌ی اینکه شخص اول «برادران کارامازوف» کیست اتفاق نظر حاصل نیست. دیمیتری؟ ایوان؟ آلیوشا؟ از این سه برادر، یکی باید شخصِ اول باشد. آلیوشا بی‌درنگ از میدان به‌در می‌شود؛ اگر […]

  • گرمابه‌ی شیخ جنید، یک غفلت تا ویرانی

    فاطمه علی‌اصغر

    گرمابه‌ی شیخ جنید بیش از چهارصد سال قدمت دارد و دوستداران میراث‌فرهنگی هشدار می‌دهند که در صورت غفلت مسؤولان برای ثبت این اثر در فهرست آثار ملی به‌زودی ویران می‌شود. […]

  • انتخاب سردبیر


  • کتاب‌نخوان عزیز! لطفاً این حرف‌ها را نزنید

    کارولین کیوچی | برگردان علیرضا شهمیرزادیان

    اشاره: ماریو بارگاس یوسا در مقدمه‌ی کتاب «چرا ادبیات» نوشته است در اغلب تورهایی که برای معرفی کتاب‌های جدیدش می‌رود، یا حتی در جلسه‌ی امضا و کتابخوانی، همیشه مردانی با […]


  • نگرانی از وضعیت گنجینه‌ی فرهنگستان هنر

    سحر آزاد

    سرنوشت انگار بازی دیگری برای بهمن محصص در ایران ندارد. از یک‌سو مجسمه‌ی «مرد نی‌لبک‌زن» که از مقابل تئاترشهر برداشته و بعد از شکسته شدن دست‌هایش به موزه‌ی هنرهای معاصر […]


  • تأملاتي عجيب درباره‌ي كافكا

    یان کات | برگردان رضا سرور

    در سمت راست جاده‌ی كراكوف به نواهوتا، حدود نيم‌كيلومتر بعد از اولين بلوك‌هاي ساختمانيِ شهر جديد، پاركي وجود دارد. من در یکی از روزهای مه‌آلود دسامبر، پس از بارش نخستين […]