به رنگ خاک

ستاره‌ها در سیاهی شب می‌درخشیدند. ماشین در کوچه‌ی خلوت روستا توقف کرد. من، عباس کوثری و سه جوان اهل موسیقی و دوستدار میراث فرهنگی بهبهان در ماشین منتظر میزبان بودیم که ما را به خانه‌ی روستایی دور از شهر دعوت کرده بود. صحبت از گذشته‌ی شهر بود. از ارگان و…

ادامه

بی‌همه‌چیز

عبدالمنان صبح یکشنبه ۲۲ مرداد در خرابه‌ی تکیه رضا قلی خان مشغول کار بود که دید دو جوان آمدند و بر دیوارهای خرابه نقاشی کشیدند. عبدالمنان بار نخاله را از پشت وانت خالی می‌کند و حرف می‌زند. گاهی نگاهی می‌اندازد به تصویر پشت سر، روی دیواری که پوست آبی‌اش برآمده.…

ادامه
1 5 6 7