درونمایه‌ها و تکنیک‌ها در آثار ویلیام فاکنر

به نظر من سه جنبه‌ی کار فاکنر اهمیتی ویژه‌ دارند. یکی علاقه‌ی رمان‌نویس به تاریخ و فرهنگ جنوب است و حضور ناحیه‌ای خیالی در می‌سی‌سی‌پی به منزله‌ی مکانی برای اکثر رمان‌ها و داستان‌های منتشرشده‌اش. خصیصه‌ی دوم روانشناسی شخصیت‌های فاکنر است، به‌طور خاص خلق چهره‌های پیوریتن یا خشکه‌مقدسی که تحت سیطره‌ی…

ادامه

پرتره‌ی اومبرتو اکو

وقتی رابطه‌ی عاشقانه‌ام با شهر میلان شروع شد، اومبرتو اکو که فقط چهار سال از من بزرگتر بود، عملاً سردبیر انتشارات بومپیانی بود. پیدایش کردم و قراری با او گذاشتم و نقاشی‌هایم را نشانش دادم. پوست سفید سه‌تیغه‌اش با موی سیاهش در کنتراست بود، چهره‌ی دلپذیری داشت و صدایی که…

ادامه

شخصیت

هیچ‌کس دوست ندارد شبیه آدم دیگری باشد. هیچ‌کس دوست ندارد به این راحتی‌ها لو برود. همه‌ی ما ترجیح می‌دهیم خودمان باشیم. و این خود خودی باشد یکه، یگانه. شبیه بودن بی‌شخصیتی است. کسر شأن ‌است. قابل پیش‌بینی یا دم‌دستی بودن هنر نیست. نباید هر بی‌سروپایی بتواند تحلیلمان کند. کمی پیچیدگی…

ادامه

مهمان‌نوازی

ترومَن کاپوتی (متولد ۱۹۲۴) شصت سال بیشتر زندگی نکرد اما حالا دیگر جزءبه‌جزء کارنامه‌ی نحیفش از کلاسیک‌های تاریخ ادبیات امریکاست و از جمله‌شان داستان‌هایی، یکی‌شان همین «مهمان‌نوازی»، که در نیمه‌ی دوم عمرش بر اساسِ رخدادهایی واقعی و تجربه‌هایی شخصی نوشت و خودش بهش می‌گفت «داستان‌های غیرداستانی». زمانی بود که در…

ادامه