«و ساز گرگ در این ارکستر هورن است.» پسر بچهی پنجساله از بالکن داد زد: «هام هام.» و رهبر ارکستر با همان شوخطبعی مخصوص این اجرا لبخندی به آن بالا زد و ساز عجیب پدربزرگ پیتر را معرفی کرد تا پیش از آنکه صدای کلارینتباس لابهلای همنوازی ارکستر برود، بچهها…
ادامهجان بنویل، برندهی جایزهی ادبی بوکر برای رمان «دریا» در ۲۰۰۵ و برندهی جایزهی ادبی آستوریاس، سالهاست که مینویسد. او در خانهای بزرگ شده که حتی یک جلد کتاب هم در آن نبود. پدرش مکانیک و مادرش خانهدار بود. بعدها برادر بزرگترش رمانی نوشت و البته خواهرش نویسندهی مشهوری شد…
ادامهمهسا ایمانی تنها یک عکس حضوری مستقیم از انسانها را نشان میدهد: خانه خالی از هر اسبابواثاثی است اما سه زن و سه مرد همراه با کودکی که به دوربین زل زدهاند، همچون دیگر عکسها تأکیدی هستند بر بودنشان. انگار ارواحی به محل زندگی قبلی خود سر زدهاند و حالا…
ادامهاین اولینبار نیست که یکی از شخصیتهای مهران مدیری در موقعیتی گیر میافتد که سلسلهای از اتفاقات او راوادار میکنند تا تجربهای دوزخی را از سر بگذارند. هرچند سیامک انصاری پیشتر هم، در «قهوهی تلخ» (۱۳۹۱ –۱۳۸۸)، «شبهای برره» (۱۳۸۴) و … در قالب شخصیتی ناجور در میانهی جماعتی همرنگ…
ادامه