عکس به‌جای خود، نقاشی به‌جای خود

متروکه‌هایی آرام و لُخت که پیداست بی‌توجهی‌ دیده‌اند و حال در چارچوب بوم‌های نقاشی خمیازه می‌کشند. کم‌ پیش می‌آید اِلمانی در این نقاشی‌ها خودنمایی کند؛ آثاری که عموماً شیئیّتِ تخت و یکنواخت بناهای دوره‌ای تاریخی از تهران را نشانه می‌روند. طاهر پورحیدری (متولد ۱۳۶۴) نقاشی است که در روزگار وفور…

ادامه

یک گزارش غیرشفاف

یک بسته به دفتر تحریریه می‌رسد. درون آن ترجمه‌ی فارسی کتاب «کوسه‌ی شکم‌پر ناقابل دوازده میلیون دلار» نوشته‌ی دن تامپسون قرار دارد. یک بریده‌کاغذ طراحی با دست‌خطی مواج و رها ضمیمه‌ی آن است: «این کتاب ماجراهای پشت‌پرده‌ی فروش آثار هنری در دنیاست. در ایران اما معلوم نیست چه خبر است.…

ادامه

این شهر روی یه گُسل خوابه. . .

«. . . اخلاق همچون پی‌آمد، همچون نشانه، همچون نقاب، همچون ریاکاری، همچون بیماری، همچون بدفهمی؛ اما همچنین اخلاق همچون سبب‌ساز، همچون درمان، همچون انگیزاننده، همچون بازدارنده، همچون زهر. . .» «تبارشناسیِ اخلاق»، نیچه، ترجمه‌ی داریوش آشوری جذبه‌ی آدم‌های کیمیایی در ناآگاهیشان است: راویِ فیلم مسیر را بلد است و…

ادامه

خاک زابل شاد است

مردی عمامه‌ی سبزش را به شیوه‌ی جنوب خراسان گره زده و در دشتی اخرایی سنگ روی سنگ می‌چیند. کُپه‌هایی به قد نصف انسان. صدای برخورد سنگ‌ها با یکدیگر در سالن شماره‌ی پنج جشنواره‌ی سینما حقیقت می‌پیچد. ریش‌های سفیدِ مرد، مواج و تابدار، تا سینه‌اش می‌رسد. سال‌هاست از موطنش دور افتاده…

ادامه