وقتی رابطهی عاشقانهام با شهر میلان شروع شد، اومبرتو اکو که فقط چهار سال از من بزرگتر بود، عملاً سردبیر انتشارات بومپیانی بود. پیدایش کردم و قراری با او گذاشتم و نقاشیهایم را نشانش دادم. پوست سفید سهتیغهاش با موی سیاهش در کنتراست بود، چهرهی دلپذیری داشت و صدایی که…
ادامهسال ۱۹۹۵ که تئو آنجلوپلوس، کارگردان یونانی، فیلم «نگاه خیرهی اولیس» را بیرون داد، نقدهای متفاوتی گرفت. وقتی فیلمی جایزهی اصلی جشنواره فیلم کن را میبرد، معمولاً تصور میکنیم همه واکنشی مشابه داشته باشند، اما اجماعی بر جایگاه فیلم بهعنوان شاهکاری مدرن شکل نگرفت. راجر ابرت، منتقد برندهی جایزهی پولیتزر،…
ادامهاحتمالاً در آخر پاییز ۱۳۸۱ بار ترافیکی شهر تهران کمتر بوده و حوصلهی جماعت مردم کمی بیشتر. مشغله و گرفتاریها هم مقدارش نباید به اندازهی این روزها بوده باشد، اما باز انگار گرفتوگیری بوده که نمیشده رودررو نشست و گفت و شنید که کار به نوشتن نامهای از طرف من…
ادامه