قلعهای مخوف هبوط کرده در دل کویری داغ. لاکپشتی را مانَد، پنهانشده در لاک. چه کسی میداند در لاک چه میگذرد؟ رازهایی آن سوی دیوارهای قلعهی هشتصدساله پنهان مانده. سیاحان میاندیشیدند کاروانسرایی است، زیر تلی از خاک. اما نبود. تنها زمزمههای ساختن شهر جدید پرند، پای باستانشناسان را به این…
ادامهتروی کلر نویسنده، حقوقدان و ستوننویسِ مجلهی حقوقی، ساکن سالت لیک سیتی است. *** استیون به من میگوید بررسی روشمندِ چینوچروک صورت آدمیزاد به قصد پیشبینی شخصیت انسانی فقط یک شوخی است. مثل طالعبینی یا چهرهشناسی یا هر تلاش ناموفقی که قصدش پل زدن بین دانش و خرافات است. این…
ادامهتلفنها به آهنگهای مختلف زنگ میزنند. گاه همراه با لرزشی مضطربانه. صداها در خطوط میپیچند و به گوشها میرسند. صداها درهم است و خطوط ارتباط درهم. رازهایی تنیده در کلماتی سیار … سکوتِ سیاهِ شب را تنها زمزمهی خفهی چند مرد میشکند، لمسِ کلید و لحظهای بعد باز شدنِ در.…
ادامه«قاضی در ترجمه برای خودش یک «فنومن» است.» نجف دریابندری- روزنامهی همشهری، بهمن ۷۸ نزدیک به هفتاد کتاب از او مانده، کتابهایی که بسیاریشان هنوز میتوانند در بازار کتاب روی چرخهی فروش و خوانده شدن بمانند، اما حالا بیشتر از یک دهه است بخش بزرگی از میراث محمد قاضی…
ادامه