حضوری که نیست

پرتره‌ی آدم‌ها را قاب نقش‌دار نقره‌ای محصور کرده؛ قاب نقره‌ای را، ردیف به ردیف پونزهایی که فشرده و متراکم در سطح تابلو فرورفته‌اند. در بخشی دیگر، چهره‌ها با سوزن (میخ)‌هایی محصور شده‌اند؛ گاه در آرایشی دقیق و هندسه‌مانند و گاه گل و بته‌هایی‌اند در ادامه‌ی نقوش زمینه‌ی تابلوها، که به…

ادامه

قدم زدن در میدان مین حقیقت و دروغ

اولین مواجهه‌ی من با پدیده‌ی دروغ یا شایعه‌ای نادرست درباره‌ی خودم وقتی اتفاق افتاد که کلاس اول دبستان بودم. یک روز که هنوز خیلی از شروع سال تحصیلی نگذشته بود تنها دوستی که در کلاس داشتم به من گفت فلان هم‌کلاسی به همه گفته که تو زیر مقنعه موهایت را…

ادامه

از جهان سهل‌انگار

چند سال پیش ازش پرسیدند: «چرا با این‌همه آثار، با این‌همه سهم در نقاشیِ معاصرِ ایران، تاکنون نمایشگاهی برگزار نکرده‌اید؟» جواب داد: «فکر می‌کنم برگزاری نمایشگاه انفرادی نوعی خودنمایی است و این کار را دوست نداشتم.» مصاحبه‌کننده تأکید کرده بود: «اما این رسم معمول در میانِ هنرمندان است.‌» و توضیحِ…

ادامه

بَه‌بَه آقای نوبل

بازار کتاب ایران آن‌قدر معادلات مجهول دارد که نه‌فقط مای خواننده از عهده‌ی حلاجی کردنش برنمی‌آییم، بلکه احتمالاً در حوزه‌ی ترجمه حتی خود مترجمان و ناشران هم نمی‌دانند چطور و چرا یک نویسنده در ایران کاروبارش سکه می‌شود و یکی دیگر هیچ‌وقت اقبالی نصیبش نمی‌شود. یک مورد همین داستان‌نویس‌های کشورهای…

ادامه