مرگِ مارِد، نعره‌ی غاشیه

چهارمین روز ماه محرم است و هوای سه‌راه زعفرانیه‌ی تهران در میانه‌های پاییز سرد. افسر پلیس اسلحه‌به‌دست دمِ درِ «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار» قدم می‌زند. می‌گوید: «بی‌زحمت به سرایدار بگین بیاد دم در. شیشه‌ی این ماشینو شکستن و ضبطشو دزدید‌ن. احتمالاً مال یکی از مهمون‌های اینجاس.» دزد و پلیس،…

ادامه