خانوم باش تا دوستت داشته باشم

اسباب‌بازی‌اش را محکم چسبانده به سینه‌اش و چشم‌هایش بُراق شده. به کودک هم‌سن‌وسال خودش که روبه‌رویش ایستاده خیره مانده. زن جوان به سمتش می‌آید: «مامان اسباب‌بازیتو بده دوستت هم بازی کنه، آفرین، چه دخترِ خانومی دارم من.» دختربچه دستش را کمی شل می‌کند. مادر اسباب‌بازی را از او می‌گیرد و…

ادامه

گذری بر حاشیه‌ی کویر

در میان راه مشهد و تهران، در روستایی کناره‌گرفته از حاشیه‌ی جاده و در متن کویر، که خورشید تمام خود را بی‌دریغ بر آن عرضه می‌کند، خانه‌هایی هست هنوز کاهگلی‌ که سقفشان گنبدی است کوچک، که انگار خَپ کرده‌اند و از پیری و فرسودگی قوز برداشته‌اند. درست مثل «لیلا» که…

ادامه

هرچه زیرِ پوشش است تخیلم را به پرواز درمی‌آورَد

[layerslider id=”9″] این پوشش‌ها می‌خواهند چی را پنهان کنند؟ توی این ماشین چیست مگر؟ دارند داخلِ آن ساختمانِ نیمه‌کاره چه‌کار می‌کنند؟ روی آن تابلوی کنارِ جاده چی نوشته؟ مهم نیست. مهم این است که شهره مهران با کِشیدنِ این تابلوها توجهِ ما را به چیزهایی جلب می‌کنند که هر روز…

ادامه

فتورئالیسم ممکن نیست

روشِ کارِ شهره مهران پیچیده نیست: او از سوژه‌هایش عکس می‌گیرد؛ رنگ، پس‌زمینه و کمپوزیسیونِ عکس‌ها را به شیوه‌ی دیجیتال بازسازی و دستکاری می‌کند؛ عکس‌ها را چاپ می‌کند؛ و نتیجه‌ی چاپ‌شده را با دقت نقاشی می‌کند. این روشِ صاف و ساده‌ی نقاشان فتورئالیست است. اما سادگیِ این روش ــ گوشه‌ای…

ادامه