پاتیلها روزگاری مشنگزادهها و جادوگرها مثل همدیگر از پاتیل که دیگ فلزی بزرگی است و میشود روی آتش آویزانش کرد استفاده میکردند. یک وقتی آدمهای جادویی و غیرجادویی همه رفتند سروقت اجاقها؛ کماجدانها راحتتر بودند و پاتیلها شدند صرفاً سهم ساحرهها و جادوگرها که همچنان معجونها را توی آنها…
ادامهدلار گران شده، تحریمها هم سرجایشان سفت نشستهاند، اما انگار باکی از اینها نیست، همینجور مرکزخریدهای عظیم و حسابی چشمگیر دارند گوشه و کنار شهر افتتاح میشوند. حالا مرور خاطرهی تنها پلهبرقی فروشگاه کوروش خیابان زرتشت پیش پلهبرقیهای مجتمع کوروش بزرگراه ستاری شبیه جوکهای رایج میان مردم کشور شوراها در…
ادامهسرفههای خشک و مکرر خبر از ناراحتی ریه صدها کودک در شهر میدهد. اینجا نگین سبز اصفهان است با کبدهای تعویضی، سرطان و ام اس و سکتههای مغزی و قلبی. مردم در میان گلایههایشان از حضور صنایع آلاینده میگویند و از مسؤولان تقاضای رسیدگی دارند. آنها میخواهند اطمینان پیدا کنند…
ادامهپاتیل درزدار پاتیل درزدار مهمانخانهای است رنگورورفته در لندن بین یک کتابفروشی و یک نوارفروشی در خیابان چیرینگ کراسرُد. ورودی اصلی کوچهی دیاگون؛ پشت مهمانخانه ساحرهها و جادوگرها و دیگران اقلام جادویی خریداری میکنند. *** بعضیها دلیل میآورند که قدیمیترین مهمانخانهی لندن وایتهارت در خیابان دروری لین است، دیگرانی استدلال…
ادامه