آن زن زیبا را بیست سال بود که میدیدند، مردان و زنان ایساکا. نشسته بر سنگی با پیراهنی بلند. همهی این سالها انگشتان ظریف و بلندش را بر پیشانی گذاشته، غرق در غم و اندوه. حالا قرنها بر او گذشته و او امروز الههای است، نماد وفاداری. از یونان تا…
ادامهخطوط سیاه در هم فرورفته، اینجا فراز زمین است. شما هرگز نمیتوانید این خطوط را با چشمانتان ببینید، حالا این خطوط روی نقشههای گوگلارث ترسیم شده و آویزان است روی دیوارهای سفید. «این خطوط نشان از تمدنی دارد که بالای سر ما در آسمان شکل گرفته و از آن بیخبریم.»…
ادامهتن متن شمارهی بیستوششم شبکه آفتاب؛ لوئیزا به خانه برگرد، شرلی جکسون، برگردان علیرضا مهدیپور یک روز به بطالت گذشت، جولی آتسوکا، برگردان مژده دقیقی سفر در زندانی به وسعت اروپا، مادام دواستال، برگردان مریم شریف چاپول، اویا بایدار، برگردان علی بوداغی شاعر تنهایی، لوئیس سرنودا، برگردان لیلا مینایی…
ادامهصدای فروریختن میآید، خونریزی تمامی ندارد، بمبها پشت سر هم منفجر میشوند، چکشها بر آثار تاریخی فرود میآیند. فیلمهای تخریب دستبهدست میچرخد و میرود داخل فولدر سرهای بریده. در میان این بحبوحهی وحشت، خبر «راهاندازی تورهای ماه عسل گردشگری سوریه و عراق توسط داعش» هم روی خروجی سایتها و خبرگزاریها…
ادامه