شب‌ها می‌شود همه‌ کاری کرد

دست از این صورت اگر بردارد، زیر نور چراغ برق، چشم‌هایش می‌درخشد و خطی زیر لبش برق می‌زند. جای زخم تیغ یا جسمی تیز که رستنگاه مو را از جا کنده. لب می‌جنباند و خط بالا و پایین می‌رود. جمع می‌شود و کش می‌آید وقتی خنده‌ای از دهان شلیک می‌شود.…

ادامه

حکایت نخستین موزه‌مدرسه‌ی تهران

دیگر نیازی به جست‌وجوی بسیاری از «نام‌ها» و «حکایت‌»‌های دانش‌آموزی ۱۱۸ سال پیش تهران نیست، چون شخصیت آقای ژوزه ساراماگو مدت‌ها کشیک کشید، شبانه‌ از دیوار مدرسه‌ی قدیمی‌ بالا رفت و وقتی آن سوی پنجره باد و باران می‌آمد، یکی‌یکی آرشیو‌های خاک‌گرفته را از دل قفسه‌های آهنی بیرون کشید، زیر…

ادامه

وقتی همه خواب بودیم

شب و سیاست حکایت نیمکره‌ی زمین است و خورشید. وقتی خوابیم، سیاستمداران در نیمکره‌ی سیاست دست به کارند. چشم که باز می‌کنیم خانی رفته و خانی آمده. لبخند تحویلمان می‌دهند، یعنی اینکه اتفاقی نیفتاده، افتاده. این را سرنوشت ملت‌ها و تاریخ معاصر ایران می‌گوید اگر مورخان تاریخ را بر اساس…

ادامه

کمتر از ۳۵۰ شوخی ممنوع

نشریه‌ها و مجلات معتبر اغلب ستون‌های ثابتی دارند که نویسندگان و متفکرانی سرشناس برایشان می‌نویسند. از «ال‌پائیس» که هر هفته ماریو بارگاس یوسا یادداشت‌هایش را آنجا منتشر می‌کند تا «الحیات» که آدونیس، شاعر سوری، نگاهش به دنیا را در یادداشت‌های کوچکی می‌نویسد. معتبرترین و متنوع‌ترین ستون‌های ثابت اما در روزنامه‌ی…

ادامه