سنگ‌نبشته‌ای برای تنسی ویلیامز

تئاتر زیستِ زیبا اما کسب‌وکارِ بی‌رحمی‌ است. درست هم‌چون بهای طلا که نشانگرِ هزاران ساعت کارِ بی‌حاصلِ صرف‌شده برای جست‌وجویش است، آوازه و پاداشِ هنری ــ اگرچه به یک کار تعلق می‌گیرد ــ نشانگرِ دِینِ جامعه به آثاری بسیار‌ است. این دِین ــ هرچند شاید واقعاً از سَرِ حق‌شناسیِ هم…

ادامه

«شبکه آفتاب» در کتاب‌فروشی‌ها

بیستمین شماره‌ی ماهنامه‌ی «شبکه آفتاب» منتشر شد. مطالب شماره‌ی شهریور این ماهنامه‌ی فرهنگی ـ هنری با محوریت موضوع «روزنامه‌نگاری» تهیه شده است. در بخش اجتماعی این شماره علی‌اکبر قاضی‌زاده مطلبی نوشته با عنوان «کسوت و کسوت‌سازی» درباره‌ی وضع فعلی حرفه‌ی روزنامه‌نگاری در ایران. در دیگر صفحات بخش اجتماعی نوشته‌ای از…

ادامه

همه‌ی نام‌های شهر

می‌گویند ارواح معذب تا جسمی مناسب برای حلول نیابند، آرام نمی‌گیرند. هرچه این قیاس درباره‌ی آدم‌ها مع‌الفارق باشد، که نیست، درباره‌ی معابر و خیابان‌ها صدق می‌کند. همه‌مان حتماً میان دوستان و آشنایان خودمان، مردان و زنانی را می‌شناسیم که نام شناسنامه‌ای‌شان را عوض کرده‌اند و نامی «مناسب» برای خود برگزیده‌اند.…

ادامه

بیتوته‌ای در مرزِ جانِ جهان

«پدر را کجا برده‌اند مادر؟ او را برمی‌گردانند؟» «پدر باید سؤال‌هایی را جواب بدهد پسرم. صبور باش. زمستان تمام می‌شود.» اسماعیل کاداره آلبانی را نخست در جهان ادبیات متولد کرد. رمان خلق می‌کند. اما فیلم‌ها هم مگر نمی‌آفرینند؟ آنها استعاره‌ای از تمثال حقیقت را نمایش می‌دهند ولی رمان حقیقت را…

ادامه