جَبِرووکی: منطقِ ماورایی ِمایونز

«خیلی زیبا بود … اما تنها چیزی که فهمیدم این بود که کسی چیزی را کشته است.» این پاسخی است که آلیس، همان دخترک گریزپای سرزمین عجایب، پس از خواندن ۲۸ مصراع «جَبِرووکی» می‌‌دهد. «جبرووکی» (Jabberwocky) یکی از مشهورترین اشعار بی‌معنای زبان انگلیسی است که لوئیز کارول آن را در…

ادامه

بارِ گران

اعتراف مفهوم دشواری است، حتی درک نخستین آواهای آن. در لغت‌نامه معنایش به تناقض و در طیفی از مفاهیم گسترده تعریف شده، از «خبر دادن کسی از نام و حال و صفت خود» تا «خوار و فرمانبردار گردیدن». مسیحیان در مقابل پدر روحانی یا شمایل عیسی مسیح و یهودیان در…

ادامه

منوچهری در تب دلار

مامور نیروی انتظامی می دود میان جمعیت، یک نفر را می‌گیرد، سه نفر فرار می‌کنند. دلار فروش‌ها می‌دوند دنبال آن سه نفر. صداها در هم می‌پیچد: «روزه‌خواری کردن؟». « نه! آنتن بودن.» آفتاب بی‌رحمانه می‌تابد. آن وسط یکی می‌گوید: «عراقچی اعلام کرده،«قول» نمی‌دهد که دوشنبه شب و یا حتی سه‌شنبه…

ادامه

دلدادگان گولاگ

Noire et définitive séparation فراقی غم‌انگیز و بس دراز Que je suis comme toi که هستم چون تو با آن هم‌آواز. Tu pleures? Donne – moi la main چرا مویه؟ بده دستت به دستم، Promets- moi de revenir en rêve. بده عهدی که باز آیی به خوابم. Toi et moi…

ادامه