کسوت و کسوت‌سازی

کسوت به عربی یعنی لباس. در ادبیات صوفیه و بعد به شکلی در زورخانه، که گویا به شکلی برآمده از همان مشرب است، ردا، خرقه و شولای پیر یا سردم‌دار، حرمت داشت. نهایت اعتماد و لطف پیر یا کهنه‌سوار به مریدان یا نوچه‌های جوان این بود که خرقه یا شولای…

ادامه

آشنا نه، خویشاوند

سیداشرف‌الدین گیلانی (نسیم شمال) را باید شاعر خواند یا روزنامه‌نویس؟ مثلاً وقتی می‌گفت: در این فصل خزان ای شاطر آقا امان ای شاطر آقا چرا نان شد گران ای شاطر آقا امان ای شاطر آقا این را باید شعر به حساب آورد یا گزارش و خبر و انتقاد؟ دیوانش امروز…

ادامه

گناه سکوت به‌وقت اعتراض

«مردم باید بفهمند چه ‌کسی مسؤول این اتفاقاته.» این را چارلز فاستر کین می‌گفت و هنگام ادای این جمله نه به مردم فکر می‌کرد و نه حق آنها در دانستن اسرار پشت پرده برایش پشیزی می‌ارزید. احتمالاً مثل همیشه تنها منافعش را در نظر داشت. اما برای ما که با…

ادامه

درزیابی‌های شتابزده

در نخستین کنگره‌ی نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۳۴، آندره‌ئی ژدانف، عضو کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست، پس از سلامِ آتشینِ بلشویکی خود به ماکسیم گورکی و ستایش از ایده‌های رفیق استالین، نویسندگان بورژوا را آماج نقدِ آتشین خود می‌کند: «نویسنده‌ی بورژوا بدبینی را به‌صورت تئوری و عملِ هنر می‌ستاید»، آنها…

ادامه