پایان نسل کوتوله‌ها در ماخونیک

ابتدا هیچ‌کس نبود؛ نه مردی، نه زنی، نه بچه‌ای، نه جنبنده‌ای. ابتدا یک جاده‌ی خاکی بود که سرریز می‌شد به یک گودی. نه اینکه اینجا خرابه‌ باشد. نه! اینجا روستای آدم‌کوتوله‌هاست. یکی از هفت روستای شگفت‌انگیز جهان. خانه‌ها به جایی که ما ایستاده‌ایم نزدیک‌اند و ساختمان‌های نیمه‌کاره همه جا پهن.…

ادامه

معرفی مطالب ادبی «شبکه آفتاب» ۳۰

پنجه‌ی میمون، ویلیام جیکوبس، برگردان: علیرضا مهدی‌پور قلبها و دستها، اُ هنری، برگردان: فرزانه شادپور دست، گی دو موپاسان، برگردان: آزاده بابایی‌فرد همسایه‌ها، آیزاک باشویس سینگر، برگردان: مژده دقیقی سه داستان از ویرجینیا وولف، برگردان: غلامرضا صراف چهره‌ی تابان به آینه‌ی گلزار، قاسم آهنین‌جان تنهایی شاعر به بن‌بست سرو، قاسم…

ادامه

نقش‌برجسته‌ی هخامنشی آجرپیچ شد!

از نخلستان‌ها که می‌گذرید، تابلوهای رنگ‌پریده راه را نشان می‌دهند. اینجا تموکن است. درِ فلزی زنگ‌زده‌ای در انتهای جاده‌ی خاکی است که روی تابلویی بالای آن نوشته: «کاخ هخامنشی بردک سیاه». اینجا حفاظ فلزی هم دارد اما تکه‌پاره. پایه‌ستون‌های کاخ زیر همین تکه‌پاره‌هاست. می‌گویند در فصل بارندگی ترک‌هایش، راه خوبی…

ادامه

رسوب‌زدایی روح

بیمارستان، با هندسه‌ی هوشیار و پاکیزگی مهندسی‌شده‌‌اش، جایی که قرار است درد و رنج پیش‌بینی‌شدنی و مبهم را لاپوشانی کند، هوای ساکن و مرطوب که رایحه و بخارات شیمیایی عفن و عفونت‌زدا را بادزن برقی به هم می‌آمیزد و نوید بهبودی و سلامت است، فضای مجموعه‌ی «طرح‌های ترانه‌ی شکسته» ملکه…

ادامه