شنبه , شهریور ۲ ۱۳۹۸
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 3)

اجتماعی

کارت‌های ازیادرفته

کارت‌های دعوت به خوشی و ناخوشی پشت ویترین‌ مغازه‌های بهارستان آفتاب گرفته‌اند؛ سفیرهای شادی، پیک‌های غم، پیچیده در هاله‌ای مخملین، زردوزی، گاهی به شکل طومار. گاهی فانتزی؛ کارتون دامادی که عروس را به هوا پرتاب کرده. قلب‌ها غوغا کرده‌‌اند؛ یا قرمزند و گلی‌رنگ یا به نشانه‌ی قلب ازدست‌رفته‌‌ای سیاه پوشیده‌اند. …

بیشتر بخوانید »

بیش از یک قصه

مرا وکیل کنید. عروس تا زیرلفظی نگیرد بله نمی‌گوید. «عروس رفته گل بچینه» این رسم از هر کجا و هر وقت آمده حالا در دفترخانه‌های ثبت ازدواج و اتاق‌های عقد لحظه‌هایی باعث لبخند داماد و شوخی و خنده‌ی خانواده‌ی عروس می‌شود. مرا وکیل کنید تا عقد شما را بخوانم به …

بیشتر بخوانید »

در جست‌وجوی ماضی بعیدِ بعید

نبض بیمار سرطان‌زده را می‌گیرد. چه فرق می‌کند که رگ‌هایش چندبار در ثانیه می‌زند. نه هر دمی که فرومی‌رود ممد حیات است و نه چون برمی‌آید مفرح ذات. آفتابِ ظهرِ شهریورماهیِ اصفهان تیز است و از گوشه‌ی پرده‌های نیم‌کشیده، ریخته روی تخت بیماران مرکز طب تسکینی؛ جایی‌که «بیماران فاز انتهایی» …

بیشتر بخوانید »

رستگاری در «کوبه»

کونیکو یامامورا سرنوشت عجیبی دارد. می‌گویند نام‌ها از آسمان می‌آیند و بر تقدیر ما تأثیر می‌گذارند اما داستان او استثنایی است که به نقض قاعده ‌انجامید. کونیکو در ژاپن به معنای فرزند کشور است اما صاحب این نام خودش را فرزند ایران می‌داند. یامامورا هم معنای کوه و دشت می‌دهد …

بیشتر بخوانید »

هزاران درِ بسته

خاکسترها بر آب می‌رقصند. تولدی دیگر. سال ۲۰۱۰ است. زنی از راه دور آمده، به اصفهان، آمده تا بر پل خواجو بایستد. گویی با خود می‌گوید: «جان تو اینجا بود عزیزم. تنت اما خیلی دور. سوزاندمش تا همان‌طور که آرزویش را داشتی، خاکسترت را بر آب دهم.» همه خاموش بودند. …

بیشتر بخوانید »