شنبه ، ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 3)

اجتماعی

سیاست و ما

زمانی گورباچف در توضیح ناهماهنگی تولید در شوروی سابق گفته بود: «به جای هرچیز دیگر، فولاد تولید می‌‌کنیم. مردم که نمی‌‌توانند فولاد را با نان شبشان بخورند!» وضع اجتماعی ما هم به شکلی است که گویا قرار است ما نان شبمان را توی کاسه‌ی سیاست بزنیم و فرو دهیم. در …

بیشتر بخوانید »

خشکبارِ دموکراسی

نور، شید، خورشید، هور، هورامان، اورامان. سرزمین برآفتاب. اینجا سنگ بر سنگ بند آمده. با ضربه‌ی اولین تیغ آفتاب حیات به جنبش درمی‌آید. مرد اورامی پله‌ها را دو تا یکی پایین می‌آید و به کوه می‌زند. زن اورامی هم و کودک اورامی. بالای کوه مقابل مقبره‌ی پیر به احترام لحظه‌ای …

بیشتر بخوانید »

کارت‌های ازیادرفته

کارت‌های دعوت به خوشی و ناخوشی پشت ویترین‌ مغازه‌های بهارستان آفتاب گرفته‌اند؛ سفیرهای شادی، پیک‌های غم، پیچیده در هاله‌ای مخملین، زردوزی، گاهی به شکل طومار. گاهی فانتزی؛ کارتون دامادی که عروس را به هوا پرتاب کرده. قلب‌ها غوغا کرده‌‌اند؛ یا قرمزند و گلی‌رنگ یا به نشانه‌ی قلب ازدست‌رفته‌‌ای سیاه پوشیده‌اند. …

بیشتر بخوانید »

بیش از یک قصه

مرا وکیل کنید. عروس تا زیرلفظی نگیرد بله نمی‌گوید. «عروس رفته گل بچینه» این رسم از هر کجا و هر وقت آمده حالا در دفترخانه‌های ثبت ازدواج و اتاق‌های عقد لحظه‌هایی باعث لبخند داماد و شوخی و خنده‌ی خانواده‌ی عروس می‌شود. مرا وکیل کنید تا عقد شما را بخوانم به …

بیشتر بخوانید »

در جست‌وجوی ماضی بعیدِ بعید

نبض بیمار سرطان‌زده را می‌گیرد. چه فرق می‌کند که رگ‌هایش چندبار در ثانیه می‌زند. نه هر دمی که فرومی‌رود ممد حیات است و نه چون برمی‌آید مفرح ذات. آفتابِ ظهرِ شهریورماهیِ اصفهان تیز است و از گوشه‌ی پرده‌های نیم‌کشیده، ریخته روی تخت بیماران مرکز طب تسکینی؛ جایی‌که «بیماران فاز انتهایی» …

بیشتر بخوانید »