چهارشنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۸
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 2)

اجتماعی

به قدرت آب روان

خیابان هنوز هوشیار نیست، پلکی به‌هم ‌زده اما بیدار نیست. خیابان فاصله‌ی بین رود و خانه‌های شهر را با هاشورهای سفید پر کرده. تیغ خورشید به لب رود نرسیده، شبح‌های سپید دسته‌دسته و تک‌به‌تک در کوچه‌های حاشیه‌ی رود پیدا ‌می‌شوند. مقصدشان رودخانه‌ است. انگار در صبح روز خلقتشان آوای کارون …

بیشتر بخوانید »

چهارده دقیقه‌ی آخر

در باز می‌شود. دو مأمور زیر بغلش را گرفته‌اند. پاهایش از ترس می‌لرزد، تمام بدنش سست شده و مأموران تقریباً او را به سمت تخت می‌کشند. تختی در وسط یک اتاق. روی تخت دراز می‌کشد. دست و پایش را، با کمربندهای مخصوصِ متصل به تخت، می‌بندند. طوری نفس می‌کشد که …

بیشتر بخوانید »

من آماده‌ی اعتراف کامل هستم

می‌گویند، من در زندان نیستم، باور مکن. یک‌روز باید به این اعتراف کنند. می‌گویند، آزاده شده‌ام، باور مکن. روزی باید اعتراف کنند که دروغ می‌گویند. می‌گویند، من به خودم خیانت کرده‌ام، باور مکن. روزی باید اعتراف کنند که من به حزبم وفادار مانده‌ام. می‌گویند، من در فرانسه بودم، باور مکن. …

بیشتر بخوانید »

سیاست و ما

زمانی گورباچف در توضیح ناهماهنگی تولید در شوروی سابق گفته بود: «به جای هرچیز دیگر، فولاد تولید می‌‌کنیم. مردم که نمی‌‌توانند فولاد را با نان شبشان بخورند!» وضع اجتماعی ما هم به شکلی است که گویا قرار است ما نان شبمان را توی کاسه‌ی سیاست بزنیم و فرو دهیم. در …

بیشتر بخوانید »

خشکبارِ دموکراسی

نور، شید، خورشید، هور، هورامان، اورامان. سرزمین برآفتاب. اینجا سنگ بر سنگ بند آمده. با ضربه‌ی اولین تیغ آفتاب حیات به جنبش درمی‌آید. مرد اورامی پله‌ها را دو تا یکی پایین می‌آید و به کوه می‌زند. زن اورامی هم و کودک اورامی. بالای کوه مقابل مقبره‌ی پیر به احترام لحظه‌ای …

بیشتر بخوانید »