شنبه , شهریور ۲ ۱۳۹۸
خانه / ماهنامه / اجتماعی (پەڕە 10)

اجتماعی

برق کفشِ جفت‌شده تو گنجه‌ها

کفش رفیق راه است اگر پاها جان داشته باشند و هوس تجربه تن را به جاده‌ها بکشاند. دست‌ها پاپوش‌ها را ساختند تا پاها سرزنش‌های خار مغیلان را تاب آورند. سفرها آغاز شدند و پایان گرفتند و کفش‌ها‌ منتظر پای در نشستند تا راه‌ها و سفرهای دیگر، تا صبح دیگر. شب‌ها‌ …

بیشتر بخوانید »

۱۵۰۰ قصاب مهمان خانه‌ی انیس‌الدوله

زمزمه‌ی د‌‌‌‌‌‌‌‌رس و مد‌‌‌‌‌‌‌‌رسه می‌آید‌‌‌‌‌‌‌‌. گویی کود‌‌‌‌‌‌‌‌کی سر نزد‌‌‌‌‌‌‌‌یک د‌‌‌‌‌‌‌‌فتر خواباند‌‌‌‌‌‌‌‌ه و با انگشت رد‌‌‌‌‌‌‌‌ صد‌‌‌‌‌‌‌‌ای معلم را د‌‌‌‌‌‌‌‌نبال می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌. آوای روضه به گوش می‌رسد‌‌‌‌‌‌‌‌، زنی روضه‌ی مرد‌‌‌‌‌‌‌‌انه می‌خواند‌‌‌‌‌‌‌‌. صد‌‌‌‌‌‌‌‌ایی اما از پنجره‌ی روبه‌رو امر می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌ که از پله‌های د‌‌‌‌‌‌‌‌ست راست ایوان بالا بروم اگر می‌خواهم از رئیس اتحاد‌‌‌‌‌‌‌‌یه بپرسم …

بیشتر بخوانید »

دانشجویان، فاتحان قزاقخانه

احمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شاه کابوس د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شاید‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آن روز که سراسیمه از خواب برخاست. سوم اسفند‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌ همان روز که کود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تای ۱۲۲۹ هجری قمری زند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی‌اش را سیاه کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ کابوسی که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آن قزاقخانه، همان خانه‌ی امنی که اجد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ش را طی سالیان سال بر تخت نگهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشته بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هیولایی خشمگین شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به یکباره …

بیشتر بخوانید »

حکایت پدربزرگ بی‌مانند

همایون صنعتی از هوش و ذکاوت هر چه داشت متعلق به خودش بود اما از تربیت و انسانیت هر چه داشت از پدربزرگش داشت. او نزد پدربزرگ خود بزرگ شده بود که حاج‌اکبر کر بود، نه نزد پدرش که عبدالحسین صنعتی رمان‌نویس و بازاری و ثروتمند. به جهات مختلف پدرش …

بیشتر بخوانید »

پدرخوانده در سایه‌ی فرزندخوانده‌ها

«مش ربابه من و پدرم را دنبالش انداخته بود و آورده بود پیش دربان». – نمیشه، نمیشه مدیر رو ببینی. این پدر داره. اسمشو نمی‌نویسن. اینجا جای یتیم‌هاست. – فقط چند ماه، تا آخر سال. امتحان ششم ابتدایی رو که داد می‌بریمش. از درسش وامی‌مونه. خیر ببینی، ثواب داره. دربان …

بیشتر بخوانید »