شنبه , شهریور ۲ ۱۳۹۸
خانه / فرهنگ و هنر (پەڕە 20)

فرهنگ و هنر

تابستان همان سال

در جایی از فیلم «ناخدا خورشید» می‌خواهند سیگارهای قاچاق ناخدا را آتش بزنند، همه در ساحل جمع شده‌اند به تماشا و خود ناخدا هم کمی دورتر ایستاده و با غضب‌ نگاه می‌کند. شعله که زبانه می‌کشد و دود که به آسمان می‌رود، ناخدا سیگار بر دست از جمع جدا می‌شود. …

بیشتر بخوانید »

میلاد بر منظر چشمان آبی دریا

گویی امواج مشوش‌تر از همیشه بر صخره‌های ساحل می‌کوبند. خانه‌ی ساحلی شاعر، بر آستانه‌ی موج‌کوبِ ایسلانگرا، غارت و ویران شده است. شیشه‌ها خرد شده و بادی که از اقیانوس نیلگونِ کف‌آلود می‌وزد ویلای دواُشکوبه را بی‌امان درمی‌نوردد و میان اتاق‌ها و راه‌پله زوزه می‌کشد. اسب‌های چوبین، سردیس فرشتگان نمک‌سودِ دماغه‌ی …

بیشتر بخوانید »

بستری برای مراقبه‌ی ادبی

شما نویسنده هستید؟ پس احتمالاً بدتان نمی‌آید دو ماهی را در شانگهای سپری کنید و بتوانید در فضایی که همه‌چیزش برای نوشتن تدارک دیده شده روی نسخه‌ی اولیه‌ی رمانتان کار کنید. شاید هم دلتان بخواهد در روستای دورافتاده‌ی وایمینگ و علفزارهایی با چشم‌انداز دام‌ها و تپه‌ها کار کنید. اقامتگاه‌های نویسندگان …

بیشتر بخوانید »

مکثی در اتاق مارسل پروست

سلست آلباره، خویشاوند و پرستار مارسل پروست، درباره‌اش نوشته است: «هرگز ندیدم حتی یک یادداشت دوخطی را ایستاده یا پشت میز بنویسد.» آن‌طور که از یادداشت‌های برمی‌آید، پروست در بهترین احوال خود، که مشغول خلق ادبی بود، تمام روزش را در این اتاق گذراند، اتاقی که از چندی پیش نعل‌به‌نعل …

بیشتر بخوانید »

گاو باوفا

یکی بود یکی نبود، گاوی بود که اسمش فردیناند نبود و هیچ هم از گل‌ها خوشش نمی‌اومد. عاشق جنگ و دعوا بود و با همه‌ی گاوهای هم‌سنش، یا هر سنی، شاخ به شاخ می‌شد و پهلوونی بود واسه خودش. شاخ‌هاش مثل چوب محکم بود و مثل خار جوجه‌تیغی تیز. وقتی …

بیشتر بخوانید »