هیچ‌کجا، هیچ‌کس

علی مسعودی‌نیا

این نوشتار به دلایلی پرشمار حال‌وهوای فرضیه‌ای بی‌آدرس را دارد. یکی از دلایل پرشمار این فرضیه‌پردازی خودش به‌نوعی موضوع متن است: قرار است از چیزی حرف بزنیم که در سینمای […]

مثل بچه‌ای در شیرینی‌فروشی

برگردان لیدا صدرالعلمایی

ریچارد کورلیس را اولین بار در اواخر دهه‌ی هفتاد دیدم. همان زمانی که از من خواست برای «فیلم کامنت» بنویسم و این آغاز یک دوستی خانوادگی شد؛ ریچارد و مری، […]

که مستحق کرامت گناهکارانند

کاوه جلالی

جایی در ابتدای «خیابان‌های پایین شهر» هاروی کایتل انگشتانش را بر شعله‌های شمع افروخته در کلیسا می‌گیرد و می‌گوید عذاب جهنم دو جور است: عذابی که با سرانگشتت حس می‌کنی […]

جَزِ سیاه و نگاه سفید

کیوان میرهادی

مدتی است در سریال‌های امریکایی موسیقی جَز، آن هم از نوعی که کمپانی ای‌سی‌ام در تولید و ترویج آن نقشی به‌سزا داشته، به گوش می‌رسد و تماشاگر شگفت‌زده بر جای […]

در گرمای شهر

علی مسعودی‌نیا

اگر هم‌زمان به سینما و موسیقی جز فکر کنیم و بخواهیم تصویری دائمی، بنیادین و معنادار در ذهنمان نقش ببندد، شاید به نتیجه‌ی روشنی نرسیم. تداعی جز و سینما می‌تواند […]

1 2 3 5