عشقی و جشنواره‌ی خون

علی‌اکبر قاضی‌زاده

از میان شاعران آزادی‌طلب مشروطه، میرزاده‌ی عشقی طبع پرشورتری داشت. برگزاری «جشنواره‌ی خون» یا عید خون عجیب‌ترین طرحی است که یک شاعر یا روزنامه‌نگار می‌تواند به مخاطبان و مردم کشورش […]

تکثیر خون‌آشام‌ها

فاطمه علی‌اصغر

«از خون کشتارگاه‌ها تغذیه می‌کنند.کوچک‌ترین صدا و نور و بو زندگی‌شان را به خطر می‌اندازد. آن‌ها شبیه خون‌آشام‌ها زندگی‌ می‌کنند.» هیچ‌کس حق راه یافتن به محل زندگی‌شان ندارد. در اتاق‌های […]

قربانی

نسرین ظهیری

باد نازکی افتاده میان پرهای سفید و ازحال‌رفته‌ی مرغ‌هایی که توی وانت‌بار آبی‌رنگ ولو شده‌اند. درهم و تلنبار. وانت کنار جاده پارک شده است. بالاتر از ساختمانی که تابلو تعویض […]

خون همایونی

فرزانه ابراهیم‌زاده

خون آرام‌آرام می‌غلتید و نقش می‌انداخت میان شلوغی و هیاهویی که آن بیرون در زاویه برپا بود؛ روی سنگ‌های زمین و بر متن پارچه‌ها روان شده بود. خون آرام‌آرام و […]

شبِ گنجشک

نسرین ظهیری

وقتی میان نارنجیِ چرکیِ غروب و سیاهیِ بورشده‌ی شب آخرین مرحله‌ی سفره‌ی زنانه‌ی به پایان می‌رسد، جوان‌ترها می‌روند، بالای شصت‌ساله‌ها بازتر می‌نشینند و دست می‌کشند به زانوهایی که درد پیری […]

1 2 3 10