این شهر روی یه گُسل خوابه. . .

سهند عبیدی

«. . . اخلاق همچون پی‌آمد، همچون نشانه، همچون نقاب، همچون ریاکاری، همچون بیماری، همچون بدفهمی؛ اما همچنین اخلاق همچون سبب‌ساز، همچون درمان، همچون انگیزاننده، همچون بازدارنده، همچون زهر. . […]

خاک زابل شاد است

ایمان پاکنهاد

مردی عمامه‌ی سبزش را به شیوه‌ی جنوب خراسان گره زده و در دشتی اخرایی سنگ روی سنگ می‌چیند. کُپه‌هایی به قد نصف انسان. صدای برخورد سنگ‌ها با یکدیگر در سالن […]

پیرمرد عصبی اما تجربه‌گرا

فرزاد مؤتمن

در تاریخ سینما هیچ‌چیز را نمی‌توان يافت كه به نام یک نفر تمام شده باشد. حتي اختراع سینما هم محصول تلاشي گروهی بود که بخشی از آن در امریکا و […]

او فقط سینما را می‌شناسد

 دیوید تامسون | برگردان علی ابراهیمی

ديويد تامسون كتاب جامعي دارد با عنوان The new biographical dictionary ‎‏ كه از دهه‌ی هفتاد میلادی تا به امروز چندين و چند بار تجديد ‏چاپ شده است. اين كتاب […]

من سینما هستم

کاوه جلالی

آیا ژان‌لوک گدار سینما‌گری افراطی ‌است؟ آیا اصلاً افراطی‌گری در سینما معنایی دارد و اگر پاسخ مثبت است معنای دقیق آن چیست و مصادیقش را کجا می‌توان یافت؟ حالا اگر […]

1 2 3 4