حسین والامنش در سال ۱۹۸۶ در اجرایی در شهر آدلاید نان میپزد و با زعفران بر آن مینویسد: «عشق است» و نان به حاضرین داده میشود تا بخورند. این هنرمند ایرانی ساکن استرالیا گفتوگوی هنرمند با مخاطبانش را همان نانی میداند که به سادگی خورده میشود؛ مادیّتِ فسادپذیر نان، که همان عشق است و همان قوت روزانه. نسترن صارمی در این شمارهی مجلهی شبکهی آفتاب از آثار حسین والامنش نوشته است.
آثار فرانسوا میلهی فرانسوی از خوشهچینان و دهقانان دریچهی ورود آرمین مالکی است به طرح موضوع گذار از ارزش آفرینی طبیعت به ارزش آفرینی کار انسانی؛ گذاری نه میان دو دنیای متفاوت که میان دو طرز تفکر که یکی ریشه در گذشته و دیگری روی در آینده دارد.
گزارش نهمین دوسالانهی هنر معاصر برلین که از چهارم ژوئن تا ۱۸ سپتامبر برگزار شد بخش دیگری از این شمارهی ماهنامه را تشکیل میدهد.
چند دقیقهای مانده به پایان این سالِ خون و موشک. سفرهی هفتسین کوچکی برپا کردهایم.…
کنار من مردی نشسته که مدام پای راستش را روی موزاییکها میکشد؛ چنانکه انگار میخواهد…
لاک، جنبندهی زمین تازهترین رمان پیمان اسماعیلی است؛ رمانی شاید در ادامهی منظومهی فکری رماننویسی…
«با اين همه پريشاني معلوم نيست که جمعيت دلهاي رميده چگونه حاصل تواند شد، مگر…
در همهي اين سالها گفتن و شنيدن و نوشتن از سهراب شهيدثالث و سينمايش يکي…
جنگ مردها را بیشتر میکشد، اما ترکشها سهم زنان میشود. مثل همین جنگ چهلروزه که…