سه شنبه , تیر ۲۵ ۱۳۹۸
خانه / فرهنگ و هنر / سینما / بر لبه‌ی تیغ تابوها

بر لبه‌ی تیغ تابوها

حافظ روحانی

نویسنده

تماشای «اکسیدان» بیننده را با مشکلاتی چند مواجه می‌کند؛ بعضی از این مشکلات مشخصاً به خود فیلم مربوط می‌شوند، ولی بخش عمده‌ی گره‌ها بیشتر به رویکردهای آشنا در فضای انتقادی سینمای ایران و مسائل مربوطه ارتباط دارد. در حالی که کم‌و‌بیش اکثر بینندگان سینما و عده‌ای از منتقدان ابایی از به کار بردن واژه‌های «سخیف»، «بی‌محتوا»، «مبتذل»، «غیراخلاقی» و امثالهم برای کمدی‌های پرفروش سینمای ایران در دو سه ساله‌ی گذشته نداشته‌اند، «اکسیدان» از زیر تیغ این گفته‌ها در امان مانده است؛ لااقل بخش عمده‌ی نقدهای منفی بیشتر بر ضعف‌های دراماتیک و روایی فیلم تأکید کرده‌اند، بی‌آنکه برای این فیلم از واژه‌های تحقیرآمیز فوق استفاده کنند. احتمالاً جالب‌ترین نمونه، نوشته‌ای به قلم حامد یامین‌پور در رجانیوز است که در یادداشت‌اش بر فیلم تنها در یک پاراگراف چند ایراد ضمنی بر فیلم می‌گیرد و در پایان منتقدان «اکسیدان» را به صحبت بر اساس شنیده‌ها متهم می‌کند.

بر این اساس «اکسیدان» در نقطه‌ی مقابل چند کمدی دیگری قرار می‌گیرد که اخیراً به نمایش درآمده‌اند و کم‌وبیش همگی به با صفات بالا خوانده و نامیده شده‌اند ولی «اکسیدان» به شکلی معجزه‌آسا از قرار گرفتن در کنار «گشت ارشاد ۲»، «خوب، بد، جلف»، «من سالوادور نیستم» و… معاف می‌شود.

اما آیا این قضاوت ناشی از رویکرد متفاوت فیلم نسبت به دیگر آثار کمدی این سال‌هاست؟ به این معنی که وقتی از بی‌اخلاقی صحبت به میان می‌آید و اشاره به مثلاً گفت‌وگوی ساعد سهیلی و پولاد کیمیایی در سکانس پشت صحنه‌ی فیلم در «گشت ارشاد ۲» می‌شود، آیا جملات بهمن (امیر جعفری) درباره‌ی زن میان‌سال (شبنم مقدمی) فارغ از اشارات جنسی است؟ وقتی صحبت از کمدی سخیف به‌میان می‌آید و احتمالاً اشاره به صحنه‌ی طولانی سر میز ناهار فیلم «من سالوادور نیستم» می‌شود که رضا عطاران برای فرار از نوشیدن و خوردن گوشت حرام خود را به در و دیوار می‌کوبد، کسی به گفته‌ها، شوخی‌ها و متلک‌های متعدد بهمن به جوان مسیحی اشاره نمی‌کند که تماماً اشاره به شرب خمر دارد و دیگر نمونه‌های مشابه این‌ها.

«اکسیدان» اما با بنا کردن ساختار اخلاقی‌اش بر چند اصل عمده، موفق می‌شود به الگویی برسد که کم‌وبیش فرمول برنده و همیشگی منوچهر محمدی در بیشتر فیلم‌های‌اش محسوب می‌شود و از آن‌جا که این الگو را می‌توان در فیلم‌های پیشین این تهیه‌کننده هم پیدا کرد، پر بی‌راه نخواهد بود اگر «اکسیدان» را بیشتر فیلم منوچهر محمدی بنامیم تا فیلم فرزندش، حامد محمدی. اصول اخلاقی «اکسیدان» به شکلی عمل می‌کنند که بیننده باور کند قهرمان فیلم، اصلان (جواد عزتی) تا درافتادن به حضیض ذلت هم هم‌چنان بر اصول اخلاقی‌اش استوار می‌ایستد و اگر دمی نیز فریب بخورد یا از این اصول عدول کند، باز هم به خود می‌آید. اتکای این فیلم و دیگر ساخته‌های منوچهر محمدی بر اصول اخلاقی مشخص یکی از عوامل موفقیت همیشگی او و ساخته‌ها‌ی‌اش در سینمای ایران بوده و هست (مثال نمونه‌ای آن را می‌توانیم در «مارمولک» بیابیم)، جایی که درنهایت و با وجود همه‌ی بالا و پایین‌ها و اوج و فرودها، قهرمانان را به اصول بنیادینش بازمی‌گرداند و درنهایت قصه با اثبات حقانیت همان اصول اخلاقی به پایان می‌رسد. در این میانه آن‌چه بر سر قهرمان می‌آید معمولاً تصاویر عینی از همه‌ی چیزهایی هستند که می‌توانند قهرمان را وسوسه کرده یا احیاناً باعث ‌شدند تا او از حقانیت مسیرش بازبماند. در «اکسیدان» این موقعیت‌ها بر اساس اصول اخلاقی قهرمان، جهان فیلم و به‌تبع تماشاگران استوار شده‌اند؛ تغییر دین، تغییر تمایل جنسی و البته وسوسه‌ی وطن‌فروشی (در صحنه‌ی سفارت انگلستان). پس از آن‌جا تصاویر امور غیراخلاقی هستند یا نمایش همه‌ی آن چیزهایی هستند که نادرست محسوب شده یا در نقطه‌ی مقابل امر اخلاقی و اصول قهرمان و به‌تبع جهان فیلم شناخته می‌شوند، پس با نمایش‌شان دو اتفاق می‌افتد؛ از یک طرف قهرمان با تجربه‌ی امر غیراخلاقی یا رخدادهای خارج از اصول ذهنی‌اش به حقانیت تعریف شده در جهان فیلم برمی‌گردد و از طرف دیگر بیننده با تماشای امر غیراخلاقی لذت تجربه کردن چیزهای مذموم و نکوهیده را می‌چشد. در نتیجه در حالی که «اکسیدان» و دیگر ساخته‌های محمدی می‌کوشند در بطن و درون‌مایه عمیقاً به حقانیت اصول اخلاقی خود وفادار بمانند (عاملی که ستایش نویسنده‌ی رجانیوز را برمی‌انگیزد) تمامی فیلم پر است از صحنه‌هایی که قرار است مصداق عمل غیراخلاقی یا امر غیراصولی باشند. به این ترتیب بیننده از تماشای نود دقیقه‌ای تصاویر غیراخلاقی لذت می‌برد و در پایان با تماشای اثبات حقانیت اصول اخلاقی قهرمان (و خودش) سرخوش می‌شود.

«اکسیدان» و دیگر فیلم‌هایی که منوچهر محمدی تهیه کرده به واسطه‌ی همین شکل اجرایی تقریباً همیشه بر لبه‌ی تیغ تابوها حرکت می‌کنند. و به مانند همه‌ی نمونه‌های مشابه هم در پایان حقانیت اصل اخلاقی را تأیید می‌کنند و هم در تمامی طول فیلم با نمایش امر غیراخلاقی به قول نویسنده‌ی مجله‌ی فیلم ما را واکسینه. پس در عین‌حال که به یک معنی وفادار به اصول هستند، در عین‌حال با نمایش ضد خود امکان تجربه‌ای کم‌خطر از امر غیراخلاقی را نیز برای ما فراهم می‌کنند. «اکسیدان» از این جنبه همواره حمایت بینندگان را داشته ولی گاه نگرانی سیاسیون را باعث شده است.

 

همچنین ببینید

یک گزارش غیرشفاف

یک بسته به دفتر تحریریه می‌رسد. درون آن ترجمه‌ی فارسی کتاب «کوسه‌ی شکم‌پر ناقابل دوازده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *